شمشیر معنی انگلیسی blade cutlas cutlass scimitar sword واژههای انگلیسی با این معنی sabre شمشير، شوشکه، سرباز سواره نظام saber شمشير، شوشکه، شمشير زدن به bolo شمشير، چاقوي بلند يک لبه، قداره . sword شمشير، تيغ، نيروي نظامي bilboa شمشير، کندوزنجير. bilbo شمشير، سخمه scimitar شمشير tucker شمشير ساز، خوراک، تامين غذا کردن. sword dance رقص شمشير، اجراي رقص در اطراف شمشير. sabre cut زخم شمشير، زخم شوشکه، ضربه شمشير sword cut زخم شمشير، زخم تيغ sword-cut زخم شمشير، زخم تيغ sword fish شمشير ماهي، اره ماهي smallsword شمشير کوچک sword knot شرابه شمشير swordsmanship شمشير بازي. swordlike شمشير مانند. swordplay فن شمشير بازي، مبارزه، زور ازمايي. point d'arret نوک چنگالي شمشير daito شمشير بزرگ (کاراته) stoccado پرتاب با ضربه شمشير. stoccata پرتاب با ضربه شمشير. sword play مهارت در بکارگيري شمشير circular parry دفاع با حرکت چرخشي شمشير