شهد معنی انگلیسی ambrosia bleed juice liquor treacle واژههای انگلیسی با این معنی nectared شهد دار، شيرين، ناب nectarium شهد دان، کيسه شهد nectariferous شهد آور، شهدي honey-dew شهد گياه، شبنم انگبيني، شهد نباتي honeydew شهد گياهي، شهد نباتي، شبنم انگبيني nectary اندام شهد ساز، نوش ساز lorikeet طوطي کوچک استراليايي که از شهد گلها، تغذيه ميکند. nectarean شهدي، شهد دار، شيرين nectareous شهدي، شهد دار، شيرين anthophagous تغذيه شده با گل، تغذيه کننده از شهد گل. honey انگبين، عسل، شهد sirup (syrup) شربت، محلول غليظ قندي دارويي، شيره ambrosia خوراک خدايان که زندگي جاويدشان ازان بوده، است.، خوراک بهشتي