شکر
معنی انگلیسی
grace praise sugar
واژههای انگلیسی با این معنی
- granulated sugar شکر
- muscovado شکر خام، قند تصفيه نشده
- moist sugar شکر خام، شکر مازندران
- jaggery شکر گور، شکر زرد.
- brown sugar شکر سرخ
- saccharum saturni شکر سرب
- thank god خدا را شکر، سپاس خداي را
- moscovado شکر مازندان
- panocha شکر درشت دانه، رجوع شود به penuche
- demerara شکر زرد و درشت
- turbinado شکر زرد ناخالص
- jimmies خرده هاي شکلات يا شکر و غيره که روي، بستني يا شيريني ميپاشند
- trehalose شکر دي ساکاريد که از قارچها و مخمرها، ميگيرند
- daiquiri مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر.
- swizzle مشروب داراي يخ و الکل و شکر و آب ليمو
- whiskey sour کوکتيل مرکب از ويسکي و شکر و اب ليمو.
- meringue يکجور شيريني که از سفيده تخم مرغ و شکر، ميسازند
- icing پوششي از شکر و سفيده تخم در روي شيريني، مارنگ
- pinole ارد ذرت بو داده که با شکر اميخته باشند
- dacquoise پسخوارک مشتمل بر سفيده ي تخممرغ و شکر و، جوز
- marzipan يکجور شيريني که باخمير آرد و شکر درست مي، کنند
- beignet نان شيريني که روي آن شکر درشت پاشيده اند.، نان شيريني که در درون آن ميوه يا گوشت قرار، داده باشند
- cambric tea نوشابه گرمي از اب و شير و شکر و اغلب چاي.
- gravlax ماهي آزاد که به آن نمک و شکر و فلفل و شويد، زده سپس در سس ميخوابانند و همراه، خردل و شويد سروميکنند