شکل دادن
معنی انگلیسی
jell mold shape
واژههای انگلیسی با این معنی
- configure شکل دادن
- arborize شکل درخت دادن، داروش کردن.
- land forming شکل دادن زمين
- transshape تغيير شکل دادن، تغيير ماهيت دادن، مسخ کردن.
- reshape تغيير شکل دادن، تجديد وضع کردن.
- explosive forming شکل دادن انفجاري
- thermoforming شکل دادن با گرما
- vaccum forming شکل دادن در خلاء
- preform از پيش شکل دادن به، از پيش تشکيل دادن، پيش ديس کردن
- hot-work عمليات شکل دادن داغ
- cold-form در حالت سرد شکل دادن
- sand shape factor ضريب شکل دادن دانه شن
- cold-work عمليات شکل دادن و چکش کاري فلزات در، حالت سرد و در دماهاي پايين، کار سرد
- peen تغيير شکل دادن سطح فلز با ضربات چکش
- hand forming شکل دادن فلزات تورق پذير با ابزارهاي، دستي و بلوکهاي دقيق
- metamorphose دگرگون ساختن، تغيير شکل دادن، مسخ کردن
- metabolize دگرگون ساختن، تغيير شکل دادن
- die-form فشردن، شکل دادن حديده اي
- transmutability تبديل کردن، تبديل شکل دادن (به)، ماهيت (چيزي) راقلب کردن
- transmutably تبديل کردن، تبديل شکل دادن (به)، ماهيت (چيزي) راقلب کردن
- transmute تبديل کردن، تبديل شکل دادن (به)، ماهيت (چيزي) راقلب کردن
- universal roll نورد يونيورسال، براي شکل دادن تيرهاي، بال پهن معمولا با چهار استوانه دوار نورد
- emulsified شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي)
- emulsifies شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي)