شیره معنی انگلیسی concentrate distillate essence juice extract glucose syrup treacle واژههای انگلیسی با این معنی extract شيره، عصاره، جوهر emulsion شيره، محلول کلوديون sap شيره junkie شيره اي، استعمال کننده ء هروئين و مواد مخدره . syrupy شيره اي، مانند شربت يا شيره sapless بي شيره، خشک، بيروح emulsive شيره اي، مانندشير indican شيره نيل، ماده نيل سازنده اي که در پيشاب وابگونه بشکل، نمک يافت ميشود sappier شيره دار، شيره اي، مغزدار sappiest شيره دار، شيره اي، مغزدار laticiferous شيره دار، شير دار treacle شيره قند، ترياق molasses شيره قند gentian-bitter شيره کوشاد، عصاره جنتيانا extract of rhubard شيره ريوند، عصاره ريوند almond emulsion شيره بادام sap wood شيره گياهي emulsified شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي) emulsifies شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي) emulsify شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي) extract of malt شيره سمنوي جو steapsin ليپاز شيره لوز المعده . pancreatin ماده موثر شيره لوزالمعده، ماده گوارنده اي که از خوش گوشت درست مي کنند orgeat شربت بهار نارنج با شيره بادام