شیشه کردن
معنی انگلیسی
can
واژههای انگلیسی با این معنی
- vitrified (تبديل به) شيشه کردن، (تبديل به) شيشه شدن
- vitrifies (تبديل به) شيشه کردن، (تبديل به) شيشه شدن
- vitrify (تبديل به) شيشه کردن، (تبديل به) شيشه شدن
- jeweller's putty گرد قلع و سرب که براي پاک کردن شيشه و فلز، بکار مي برند
- putty powder گرد قلع و سرب که براي پاک کردن شيشه و فلز، بکار مي برند
- uncork در شيشه را باز کردن (چوب پنبه انرا برداشتن)
- canning کنسروسازي، در قوطي يا شيشه کردن
- squeegee شيشه روب، شيشه پاک کن، آلت غلتک مانند ودسته دار که باآن سطح چيزي
- jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو
- sabre شمشير، شوشکه، سرباز سواره نظام
- glass شيشه، ابگينه، گيلاس
- buffing لعاب، لعاب شيشه، مهره
- glaze لعاب، لعاب شيشه، مهره
- frit ماده اي شيشه اي که ازان چيني ميسازند، گداختن، اهکي کردن
- bottle بطري، شيشه، در بطري يا شيشه ريختن
- bottleful بطري، شيشه، در بطري يا شيشه ريختن