صخره
معنی انگلیسی
rock
واژههای انگلیسی با این معنی
- scarp صخره، اسکارپ، صخره زيرآبي
- broken rock صخره
- rupestrine صخره زي، صخره رست
- rockweed علف صخره
- tor صخره بلند، تپه پرسنگ.
- reef صخره ابگير، تپه دريايي، جزيره نما
- skerry صخره ي دريايي، کروکي
- lime rocks صخره هاي آهکي
- tasite صخره اتشفشاني.
- petroloferous rocks صخره هاي نفت خيز
- atoll صخره هاي مدور داخل دريا
- Calpe نام قديمي صخره ي جبلالطارق
- stylolite ستون سنگي همجنس صخره متصل بخود.
- laterization تبديل سنگ به رسوب صخره هاي قرمز .
- rock work خاره يا صخره مصنوعي (براي روييدن کرف)، کوه مصنوعي، ديوار کوه نما
- mudcapping نوعي روش تخريب صخره هاي بزرگ به وسيله، مواد منفجره
- geotectonic مربوط به مبحث ساختمان و تشکيلات صخره هاي، پوسته زمين.
- tarpeian وابسته به صخره اي در شهر روم که خيانتکاران، را از آن فرو ميافکندند
- flurrying خاره، صخره، کمر
- rock خاره، صخره، کمر
- rockier خاره اي، صخره اي، خاره دار
- rockiest خاره اي، صخره اي، خاره دار
- saxicolous سنگ زي، صخره زي، جانور سنگ زي.
- adamant سنگ خارا، صخره صما، فلز سخت