صرف نظر
معنی انگلیسی
waiver
واژههای انگلیسی با این معنی
- d. with something صرف نظر از چيزي
- income forgone درآمد صرف نظر شده، درآمد از دست رفته
- remission of taxes صرف نظر از گرفتن ماليات، گذشت از ماليات
- apart from قطع نظر از، صرف نظر از
- renounce چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، دست کشيدن از
- forgo چشم پوشيدن، صرف نظر کردن از، ول کردن
- waive چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، اسقاط کردن
- forgive بخشيدن، صرف نظر کردن از، گذشتن از
- forgiven بخشيدن، صرف نظر کردن از، گذشتن از
- abjeure با سوگند ترك كردن، صرف نظر كردن از، نقض عهد كردن
- variable-ratio گيربکسهايي که در آن به منظور ثابت نگاه، داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبديل صرف نظر، از سرعت درون گذاشت تغيير ميکند
- relinguishment ترک، واگذاري، صرف نظر
- forgave بخشيد، از ... گذشت، صرف نظر کرد از
- relinquishment واگذاري، ترک، چشم پوشي
- forebear نيا، جد، خود داري کردن
- overleap جستن از، جستن از روي، ول کردن
- indispensable واجب، حتمي، چاره ناپذير
- relinguish رها کردن، ول کردن، ترک کردن
- abnegated انکار کردن، ترک کردن، بخود حرام کردن
- abnegates انکار کردن، ترک کردن، بخود حرام کردن
- abnegating انکار کردن، ترک کردن، بخود حرام کردن
- remissibility بخشيدني، بخشودني، قابل اغماض
- remissible بخشيدني، بخشودني، قابل اغماض
- remit بخشيدن، آمرزيدن، عفو کردن