صلاح معنی انگلیسی advisable expedient prudence prudent righteous wise واژههای انگلیسی با این معنی inadvisably بدون اينکه صلاح باشد common good خير عمومي يا صلاح همگاني contraindicate ناروا بودن، صلاح نبودن expedienciesexpedience مصلحت، صلاح (بودن)، مناسبت expediency مصلحت، صلاح (بودن)، مناسبت probity درستي، راستي، پاکدامني expedience اقتضاء، مصلحت، مناسبت interest بهره، ربح، سود recommend سفارش کردن، توصيه کردن، شايسته دانستن