صید
معنی انگلیسی
hunt hunting
واژههای انگلیسی با این معنی
- predatin صيد، شکار، غارت.
- horn socket آلت صيد، شاخ ابزارگير
- yoicks صيد روباه، علامت تعجب در هيجان و خشم و خوشي و، وجد.فرياد تحريک و تشويق براي تازي شکاري
- ravined حريص در صيد، طماع، کلاغ مانند
- bag limit حد مجاز صيد
- pearl fishery صيد مرواريد
- big game صيد ماهيهاي بزرگ، حيوانات بزرگ شکاري
- several fishery محل صيد اختصاصي ماهي، صيدگاه اختصاصي
- big game reel قرقره صيد ماهيهاي بزرگ
- dapping نوعي صيد ماهي با بالا و پايين بردن طعمه، تا مماس آب شود
- hunt شکار کردن، صيد کردن، در شکار بکار بردن
- whaling والگيري، صيد نهنگ
- piscatology علم ماهي گيري، فن صيد ماهي
- trout ماهي قزل آلا، صيد قزل آلا کردن
- squid ماهي مرکب، ماهي مرکب صيد کردن، دراز کشيده شدن
- water bailiffs مامور تفتيش کشتيها در بندر، مامور جلوگيري از صيد غير مجاز
- vivary پارک، جاي نگهداري حيوانات يا محل صيد ماهي
- prey شکار، نخچير، صيد
- whale نهنگ، تمساح، نهنگ صيد کردن
- pearler صياد مرواريد، ابباز، غواص