ضخامت معنی انگلیسی diameter thick thickness واژههای انگلیسی با این معنی aromor thickness ضخامت زره، قطر زره thickness gauge ضخامت سنج web thickness ضخامت جان fictitious thickness ضخامت فرضي half thickness ضخامت لازم براي نصف کردن نفوذ عناصر، تراونده wed thickness حداقل ضخامت يا فاصله بين سطح خارجي و، داخلي دانه هاي خرج flat bow کماني که سرتاسر آن داراي يک ضخامت است third dimension بعد سوم، ضخامت، کلفتي keratosis کلفت شدگي پوست، ضخامت بشره، پيدايش بافت هاي شاخي در روي پوست line gauge وسيله اندازه گيري کلفتي خط، ضخامت سنجي خط grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پيچ که معادل، حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده ميباشد thickness کلفتي، ستبرا، ضخامت caliper کوليس، پرگار قطر پيما، نوعي پرگار که براي اندازه گيري ضخامت monomolecular داراي صخامت بقدر يک ملکول، يک ملکولي.، وابسته به لايه اي که ضخامت آن به اندازه ي يک PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار