ضدیت معنی انگلیسی antagonism opposition واژههای انگلیسی با این معنی opposition ضديت، مخالفت، مقاومت opponency ضديت، مخالفت oppose ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن oppositional ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن renitence ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن anti-semitism ضديت با نژاد سامي antagonism مخالفت، ضديت، دشمني antagonize مخالفت کردن، ضديت کردن، ستيزه کردن adverseness مغايرت، مخالفت، ضديت oppositive ضد، مخالف، مايل به ضديت (کردن)