طعنه معنی انگلیسی barb irony quip sarcasm taunt واژههای انگلیسی با این معنی jeer طعنه، طنز، مسخره sarcasm طعنه، سخن نيشدار، سخن کنايه دار jear طعنه، طنز، استهزاء ironist طعنه زن، کسيکه در سخن خود طعنه بکار ميبرد giber طعنه زن، مسخره کننده، استهزاکننده jeeringly طعنه زنان، استهزاکنان، بطعنه iron ical طعنه آميز، طعنه زن، طعنه اي ironical طعنه آميز gird استهزاي طعنه اميز، احاطه کردن، مسخره کردن gibe استهزاي طعنه اميز، استهزا، طنزگفتن gibingly استهزاي طعنه اميز، استهزا، طنزگفتن sarcastically بطور طعنه يا کنايه nippingly بطور زننده يا طعنه آميز vers de societe اشعار سبک و نغز و طعنه اميز، ترانه هاي ملي. antiphrasis بيان مطلبي به معني مخالف آن (يکجور طعنه) sikt مسخره، طعنه، کنايه گوشه دار jearingly به استهزا، به طعنه backhanded با پشت دست نوشته شده (يا زده شده)، طعنه آميز، چپ nippy زننده، طعنه اميز، سوزش دار ironic بطعنه، از روي طعنه begirt قسمت دوم و سوم gird، استهزاي طعنه اميز، احاطه کردن meioses اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه meiosis اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه meiotic اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه