طفره رفتن معنی انگلیسی defer fence fudge hedge parry procrastinate quibble stall واژههای انگلیسی با این معنی truant بچه اي که از رفتن به آموزشگاه طفره ميرود، بچه مکتب، طفره زن wriggle لوليدن (مانندکرم)، از اين سو به آن سو پريدن، طفره رفتن bilk گول زدن، کلاه سر (کسي) گذاشتن، طفره رفتن baulk مرز، زمين شخم نزده، مانع sidestep کنار کشيدن، به يک سو رفتن، کنار رفتن prolongate طولاني کردن، امتداد دادن، دراز کردن shirk شانه خالي کردن از، از زيز (کاري) در رفتن، روي گرداندن از elude در رفتن از، گريز زدن از، پهلوخالي کردن از ca'canny تعلل، طفره، با احتياط جلو رفتن.