عادلانه
معنی انگلیسی
just justly rightful
واژههای انگلیسی با این معنی
- righteous عادلانه، نيکوکارانه، پرهيزگارانه
- unijust غير عادلانه، غير منصفانه، بي عدالت
- just profit سود عادلانه، سود منصفانه
- just wage مزد عادلانه
- just price قيمت عادلانه، قيمت منصفانه
- fair price بهاي عادلانه، نرخ عادله
- fair competition رقابت عادلانه، رقابت منصفانه
- fair return بازده عادلانه، بازده منصفانه
- unjustified enrichment دارا شدن غير عادلانه، فضل مال بلاعوض
- equitable منصفانه، عادلانه، منصف
- uprightly بدرستي، عادلانه
- inequitable غير منصفانه، غير عادلانه، غير منصف
- fair trade تجارت منصفانه، تجارت عادلانه
- rule of reason تفسير قانوني توام با سوء نيت، تفسير کردن قانون به طور غير عادلانه به، منظور حفظ بعضي انحصارات غير قانوني
- inquitous شرير، نابکار، غير عادلانه
- reasonableness معقول بودن، موجه بودن، عادلانه يا مناسب بودن
- fair زيبا، خوبرو، لطيف
- invidious منزجر کننده، نفرت انگيز، تبعيض اميز
- reasonable معقول، عقلي، مقرون بعقل
- deserved درخور، مستحق، سزاوار
- gini coefficient ضريب جيني، شاخص نابرابري درآمد که از، منحني لورنز بدست مي آيد درصورتيکه توزيع