عتاب معنی انگلیسی exclamation واژههای انگلیسی با این معنی browbeat عتاب کردن، نهيب دادن (به)، تشر زدن expostulatory عتاب اميز، سرزنش اميز، تعرض اميز expostulator عتاب کننده، سرزنش کننده، نصيحت کننده باسرزنش expostulation سرزنش دوستانه، عتاب نصيحت اميز، تعرض expostulate دوستانه تعرض کردن، سرزنش دوستانه کردن، عتاب کردن huff تغير، اوقات تلخي، تشر