عدالت معنی انگلیسی justice واژههای انگلیسی با این معنی righteousness عدالت، نيکو کاري، درست کاري vertical equity عدالت عمودي، برابرسازي عمودي administration of justice اجراي عدالت، احقاق حق immanent justice عدالت طبيعي tax equity عدالت مالياتي justice داد، عدالت، انصاف chanceries محکمه اي که رئيس کل داوران رئيس انست، محکمه عدالت chancery محکمه اي که رئيس کل داوران رئيس انست، محکمه عدالت equities انصاف، دادگستري، عدالت equity انصاف، دادگستري، عدالت uprightaess درستي، راستي، عدالت unijust غير عادلانه، غير منصفانه، بي عدالت righteous عادلانه، نيکوکارانه، پرهيزگارانه