عرضحال معنی انگلیسی petition suit واژههای انگلیسی با این معنی lodgement تسليم عرضحال sue for dawages عرضحال خسارت دادن request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن، عرضحال اعاده اعتبار petition دادخواست، عرضحال، عريضه implead دادخواست دادن، عرضحال دادن، دفاع کردن. remanet لايحه معوق، عرضحال معوق، باقي مانده misplead دادخواهي عوضي کردن، عرضحال غلط دادن plaint ناله، زاري، گله libel افترا، توهين، توهين نامه libelist افترا، توهين، توهين نامه