عریان معنی انگلیسی altogether bald bare naked nude simple واژههای انگلیسی با این معنی nudism عريان گري، پيروي از عقايد جماعت برهنگان، برهنگي. demask عريان ساختن starkers لخت و پتي، عريان، برهنه unaadorned ساده، عريان، بي پيرايه unclothe جامه از تن بدر اوردن، عريان کردن، لخت شدن. naked برهنه، لخت، عريان bare برهنه، لخت، عريان unclad برهنه، لخت، عريان godiva (افسانه انگليسي) زن اشرافي قرن يازدهم که، براي آنکه شوهر خود را وادار به لغومالياتهاي، سنگين بکند عريان سوار اسب شده درخيابانهاي stripper رقاص برهنه، برهنه رقص، کننده