عریض معنی انگلیسی broad wide واژههای انگلیسی با این معنی wide پهن، عريض، گشاد broad پهن، عريض، دامن دار turnaround رجوع شود به turnabout، بخش عريض، چرخشگاه widen پهن کردن، عريض کردن، گشاد کردن extended defense دفاع گسترده، پدافند در جبهه عريض به طور منطقه اي guimpe بلوزي که زير ژاکت ميپوشند، پارچه ي عريض که برخي از تارک دنياهاي، کاتوليک با آن گردن و شانه هاي خود را wide angle وآيد انگل، عکسبرداري با زاويه ديد عريض 90 درجه اي autobahn بزرگراه، شاهراه، اتوبان lay by کنار گذاردن، متروک کردن، ذخيره کردن