عضو دسته معنی انگلیسی clansman واژههای انگلیسی با این معنی aristocrat عضو دسته اشراف، طرفدار (حکومت) اشراف bandsman عضو دسته ء موسيقي. Passionist عضو دسته اياز نصارا، که پيوسته مصيبتحضرتمسيحرابايدياداورشوند sodalist عضو دسته برادران مذهبي، عضو متحد ويکرنگ. trouper عضو دسته نمايش دهندگان، سپاهي. choirboy پسري که عضو دسته ي سرودخوانان است decemvir عضو دسته ده تني که اختيارحکومت و قانون، گذاري بايشان داده شده بود processionist کسيکه با دسته اي راه مي افتد، عضو دسته lifesaver نجات دهنده زندگاني، عضو دسته نجات غريق وامثال ان.، کسيکه به وقت نياز کمک ميدهد rosarian گلباز، عضو دسته rosary از تيره کاتوليک pharisaicalness فريسي، عضو دسته اي از يهودکه ايين مذهب را بي اندازه، رعايت مي کردند pharisee فريسي، عضو دسته اي از يهودکه ايين مذهب را بي اندازه، رعايت مي کردند Mormon عضو، دسته مذهبيکه درسال1830 مسيحيدرنيويورک، درست شد