عضو کلیسا معنی انگلیسی churchman واژههای انگلیسی با این معنی congregant عضو کليسا، شرکت کننده در مراسم کليسا churchman عضو کليسا، اهل کليسا churchwoman زني که عضو کليسا باشد، فعال در امور کليسا presbyter کشيش، عضو ارشد در کليسا، متصدي امور کليساي محلي kirkman عضوکليساي اسکاتلندي، کشيش، عضو کليسا Methodist طرفدار روشو قاعده، کسيکه در موضوعهايدينيزياد، سختگيريميکند Unitarian موحد، موحد کامل، توحيدگويطرفداروحدت وتمرکز eulogia عشاي رباني، نان که بر آن دعا شده ولي تبرک نيافته و در، مراسم عشاي رباني به کساني که عضو