عمارت معنی انگلیسی building construction edifice erection structure واژههای انگلیسی با این معنی edifice عمارت، ساختمان بزرگ، بنا imaret عمارت، مسافر خانه guildhall عمارت شهرداري، محل اجتماعاصناف.، ساختمان شهرداري country-seat عمارت تابستاني، عمارت ييلاقي perron پلگان جلو عمارت، پلگان، چند پله اي mansion عمارت چند دستگاهي، عمارت بزرگ، خانه tetrastyle (عمارت) چهار ستوني insula دستگاه عمارت اجاره نشيني bird's eye منظره هوايي (عمارت وغيره)، نظر کلي. fenestration (ترتيب) روزنه هاي يک عمارت، حالت چيزي که سوراخ سوراخ است pinnacle برج کوچک مخروطي يا هرمي در سقف عمارت، کنگره، نوک interfenestration فاصله ميان روزنه ها يا پنجره هاي عمارت، پهناي حرزميان دو روزنه acroterium يکي از زواياي رئوس مثلثي شکل سردر عمارت. guild-hall عمارت شهرداري که اصناف يارسته هادران انجمن، مي کنند lazar-housek عمارت يا کشتي براي قرنطينه 8 انبار عقب کشتي gazebo عمارت تابستاني که چشم اندازخوبي داشته باشد (، خروجي، بالاخانه) entresol طبقه ميان طبقه اول عمارت وطبقه اي که باکف زمين، برابراست bldg مخفف: ساختمان، عمارت mansion house خانه ارباب، خانه صاحب تيول، عمارت hall تالار، اطاق بزرگ، عمارت building ساختمان، بنا، عمارت soffite زير طاق، سقف، قسمت پايين عمارت. palace کاخ، قصر، کوشک wreck کشتي شکستگي، شکستگي، خرابي