عمل متقابل معنی انگلیسی counteraction quid pro quo reciprocation واژههای انگلیسی با این معنی counterwork عمل متقابل، خنثي کردن، بي اثرکردن unrequited بدون تلافي يا عمل متقابل. iteraction تاثير چند چيز بر يکديگر، عمل متقابل interaction تاثير چند چيزبهمديگر، عمل متقابل interplay تاثيراز دوسو، عمل متقابل intract در ميان هم کار کردن، عمل متقابل کردن counteractive بي اثرکننده، باطل کننده، خنثي کننده logrolling عمل غلتاندن الوار و کنده ي درخت و انداختن آن، به رودخانه، کنده غلتاني