غر معنی انگلیسی grumble squawk واژههای انگلیسی با این معنی ruptured غر، فتق دار murmur غر غر، لندلند، مور مور atrophic لا غر، مربوط به کم شدن قوه ء ناميه . murmuringly غر غر کنان، ناله کنان scrawny لا غر واستخواني. chunter زير لب گفتن، غر زدن، غريدن mutteringly من من کنان، غر غر کنان، با لندلند mixing in place بهم زدن در سر کار، اختلاط غر سر کار، آميختن در جا whir صداي بال مرغ يا چرخ، ور، غر whirr صداي بال مرغ يا چرخ، ور، غر scraggy خشن، داراي دندانه هاي غير منظم، لا غر. twiggy (twigged) شاخه دار، ترکه مانند، لا غر. mutter من من، سخن زير لب، لند لند murmurous غرغرو، لندلند کننده، شر شر کننده ravish ربودن، در ربودن، بزورزناکردن با