غرق
معنی انگلیسی
rapt
واژههای انگلیسی با این معنی
- drowned valley غرق دره
- whelm غرق کردن، غوطه ورساختن، فرو بردن
- drown غرق کردن، خيس کردن، فروگذاردن
- engulf غرق کردن، غوطه ورساختن، فراگرفتن
- swamped WITH letters غرق نامه، کاغذ پيچ
- buried in grief غرق اندوه
- immersed in thinking غرق انديشه، فرورفته در فکر
- loaded with honours غرق افتخار
- steeped in misery غرق بدبختي
- wreck buoy بويه کشتي غرق شده، نشانه کشتي غرق شده
- flooder غرق کننده جعبه مين، غرق کننده محفظه مين زيرآبي
- wreck vessel شناور کشتي غرق شده
- semi naufragium نيمه غرق شده گي کشتي، نيمه کشتي شکستگي
- waveson اموال آب آورده بعد از غرق کشتي
- flotsam and jetsam کالايي که پس از غرق شدن کشتي برروي آب، شناور است، کالاهايي که توسط ناخداي کشتي
- swimming with water پرازاب، غرق اب
- go down غروب کردن، غرق شدن، روي کاغذ امدن
- anthesis شکوفان، غرق شکوفه، عمل شکفتن غنچه .
- shipwreck کشتي شکستگي، غرق شدگي کشتي، خانه خرابي
- deep-dyed زياد رنگ خورده، غرق (شده در) گناه
- sinkable نشست کردني، غرق کردني يا شدني.
- bemuse گيج کردن، غرق افکار شاعرانه کردن، بفکر انداختن.
- stargaze بستاره ها خيره شدن، درعالم تخيل واوهام غرق شدن.، به عالم خواب و خيال فرورفتن
- salvage group گروه بازيابي وسايل، تيم نجات پرسنل و افراد غرق شده، گروه مخصوص جمع آوري اقلام بازيافتي