دیکشنری فارسی

whelm

معنی فارسی

غرق کردن غوطه ورساختن فرو بردن فرا گرفتن در گرداب انداختن

معنی کامل و مثال‌ها

/hwelm/vt.

مغروق کردن، احاطه کردن، فرا گرفتن، پوشاندن

darkness whelms the forest

تاریکی جنگل را فرا می‌گیرد.

رجوع شود به: overwhelm

مترادف‌ها

verb active
1. Overwhelm.
2. Cover completely, immerse deeply, overwhelm, overburden.

واژه‌های دیگر با معنی «غرق کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن