swampiness معنی فارسی سياه اب مرداب باتلاق باطلاق غرق کردن دچارکردن فراگرفتن محوکردن واژههای دیگر با معنی «سياه اب» swamp سياه اب، مرداب، باتلاق amaurosis نزول اب سياه تام gut serena نزول اب سياه تام amblyopia نزول اب سياه ناقص bog گلاب، گلابه، سياه اب fen مرداب، زمين ابگيرياسيلگير، سياه اب marshland مرداب، زمين ابگيرياسيلگير، سياه اب muskeg مرداب، زمين ابگيرياسيلگير، سياه اب quag مرداب، باطلاق، سياه اب quagmire مرداب، باطلاق، سياه اب