غش معنی انگلیسی alloy blackout faint fit senseless swoon syncope واژههای انگلیسی با این معنی swoon غش، ضعف، غش کردن lipothymy غش، بيهوشي syncopator غش کننده، داراي حالت سنکوپ، همبرشگر. swound غش کردن. fit بيهوشي، غش، تشنج syncope بيهوشي، غش، ضعف fainting ضعف (کردن)، غش epileptic fit حمله، غش حمله ايي hysteria (طب) حمله، غش يا بيهوشي و حمله در زنان که بيشتر گمان ... disingenuous باتزوير، بي خلوص، داراي غل alloy بار، عيار، الايش