غلبه معنی انگلیسی conquest dominance domination predominance preponderance preponderancy واژههای انگلیسی با این معنی antonomasia غلبه vanquisher غلبه کننده، پيروز. outgun غلبه بر حريفان با حمله برتر domination تسلط، غلبه، استيلا ascendancey تسلط، غلبه، استيلا conquest فتح، غلبه، چيرگي voluntary manslaughter قتل غير عمد با سوء نيت نسبي، عبارت از حالتي است که قاتل در اثر غلبه، هيجان و غليان احساسات مرتکب قتلي شود predominance تسلط، تفوق، غلبه ascendency تسلط، استيلا، غلبه prepotence قدرت کامل، نفوذ بسيار، غلبه congestion انبوهي، جمع شدگي، غلبه خون vanquishable شکست پذير، پيروز شدني، غلبه کردني. overcome پيروز شدن بر، مقلوب ساختن، غلبه کردن بر prevalence شيوع، عموميت، نفوذ preponderate سنگين تر بودن، چربيدن، بيشتر بودن overrule رد کردن، ملغي کردن، کنار گذاشتن preponderance برتري، مزيت، تفوق