غله
معنی انگلیسی
grain cereal grain
واژههای انگلیسی با این معنی
- cereal غله، دانه وار، حبوبات
- cornier غله اي، پرغله، پردانه
- corniest غله اي، پرغله، پردانه
- corny غله اي، پرغله، پردانه
- graniferous غله خيز، دانه خيز، دانه اور
- corn d. غله فروش، علاف
- corn-chandler غله فروش
- granger shares سهام راه اهن غله
- grangers سهام راه اهن غله
- bushel پيمانه غله وميوه که درحدود 63 ليتراست، پيمانه
- corn غله - دانه - ذرت - نمک سود کردن - درآب نمک، خواباندن
- garner انبار، غله، ذخيره کردن
- jointworm کرم کدو، کرم غله
- culm کزل، ساقه غله، ساقه علف
- corn chandler گندم فروش، غله فروش
- strickle چوب خط کش مانند که با آن هنگام اندازه گيري، غله مقدار اضافي را از سطل بيرون، ميريزند و بالاي سطل را مسطح ميکنند
- silo سيلو، گودال بي هوا که غله ياعلف رادران انبارمي، کنندتاتازه وسبزبماند
- granger road قطارغله، راه اهني که ازايالات غربي غله بارکرده مياورد
- frumentaceous گندمي، حبوباتي، غله اي
- cornfield کشتزار ذرت، ذرتزار، گندمزار
- granaries انبار، دانه وار، انبارغله
- granary انبار، دانه وار، انبارغله
- toll باج، باج راه، راهداري