دیکشنری فارسی

granary

UKgrænəriː

معنی فارسی

انبار دانه وار انبارغله جاي غله خيز

معنی کامل و مثال‌ها

/gran´ǝ rē; grān´-/n., pl.

انبار غله

ناحیه‌ی حاصلخیز، ناحیه‌ی غله خیز

Khorassan is one of Iran's granaries

خراسان یکی از نواحی غله خیز ایران است.

(انگلیس) نان سبوس دار

مترادف‌ها

noun
Garner, corn house.

واژه‌های دیگر با معنی «انبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن