دیکشنری فارسی

granary

UKgrænəriː

معنی فارسی

انبار دانه وار انبارغله جاي غله خيز

معنی کامل و مثال‌ها

/gran´ǝ rē; grān´-/n., pl.

● انبار غله

● ناحیه‌ی حاصلخیز، ناحیه‌ی غله خیز

Khorassan is one of Iran's granaries

خراسان یکی از نواحی غله خیز ایران است.

● (انگلیس) نان سبوس دار

تعریف انگلیسی

noun
  1. a storehouse for threshed grain or animal feed

مترادف‌ها

noun
Garner, corn house.

واژه‌های دیگر با معنی «انبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن