دیکشنری فارسی

depot

UKdepou US'di:pəu

معنی فارسی

انبار ايستگاه راه اهن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´pō; dep´ō/n.

● انبار (به ویژه انبار کالا و محمولات)، مخزن، انباشتگاه، نشینه

● (در اصل) ایستگاه بارگیری، ایستگاه راه‌آهن، ایستگاه اتوبوس

the railway depot is in the south of the city

ایستگاه ترن در جنوب شهر است.

● (ارتش) انبار تجهیزات

● (ارتش) آمادگاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. station where transport vehicles load or unload passengers or goods
  2. a depository for goods “storehouses were built close to the docks”

مترادف‌ها

noun
1. Depository, storehouse, warehouse, magazine.
2. Station (of a railway), station house, railway station.

واژه‌های دیگر با معنی «انبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن