depositories معنی فارسی انبار مخزن سپرده نگهدار واژههای دیگر با معنی «انبار» pantechnicon انبار، نام بازاري در لندن که همه جورکالاهاي صنعتي، دران نمايش ميدهند store انبار، مخزن، ذخيره repositories انبار، مخزن، سپردن گاه repository انبار، مخزن، سپردن گاه barn انبار، انبارصحرايي، طويله garner انبار، غله، ذخيره کردن granaries انبار، دانه وار، انبارغله granary انبار، دانه وار، انبارغله entrepot انبار، انبارکالا، مرکزبازرگاني depository انبار، مخزن، سپرده نگهدار