دیکشنری فارسی

depository

USdı'pɔzə'tɔ:rı

معنی فارسی

انبار مخزن سپرده نگهدار

معنی کامل و مثال‌ها

/dē päz´ǝ tôr´ē, di-/n., pl.

انبار (که در آن اشیا را به امانت می‌سپارند)، سپارشگاه، ودیعه‌گاه، گروگاه

گنجور، امین، ودیعه نگهدار، سپارش‌دار

مترادف‌ها

noun
Storehouse, depot, place of deposit, deposit.

واژه‌های دیگر با معنی «انبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن