غلیظ کردن معنی انگلیسی concentrate condense evaporate thicken واژههای انگلیسی با این معنی inspissate سفت کردن، غليظ کردن، انگشت پيچ کردن thicken کلفت کردن، ستبر کردن، ضخيم کردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي O.T. مخفف جملات زير است:، درمان اشتغالي.Occuupational therapy، نامگذاري قديمي.old terminology pother غوغا، قيل وقال، هاي و هوي incrassate غليظ گردن، کلفت کردن، غليظ شدن impaste خمير کردن، در خمير گرفتن، رنگ غليظ زدن