غوطه ور
معنی انگلیسی
afloat
واژههای انگلیسی با این معنی
- buoyant mine مين غوطه ور، مين شناور آزاد
- submersion غوطه ور سازي، زير آب فرو بري، غرق (سازي)
- submergence غوطه ور سازي، زير آب فرو بري، غرق (سازي)
- immersion thermometer دماسنج غوطه ور، دماسنج شناور
- bouquet mine مين سطلي غوطه ور، نوعي مين شناور خوشه اي
- immersion vibrator لرزاننده غوطه ور
- submerged-arc welding جوش قوسي غوطه ور
- immersion heater آب گرم کن غوطه ور، آب گرم کن شناور
- delay release sinker وسيله غوطه ور کننده مين زماني، غوطه ور کننده مين تاخيري
- vapor degreasing غوطه ور ساختن قطعات در بخار حلالات داغ
- lohmannizing غوطه ور ساختن فلز در نمکهاي ملقمه کننده، و سپس روکش کردن آنها توسط دو يا چند، آلياژ پوشاننده محافظ
- float into position شناور شدن، غوطه ور شدن
- overwhelm سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، مستغرق کردن
- overwhelmed with reflection مستغرق انديشه، غوطه ور در فکر
- snagline mine مين با شاخک شناور، مين با شاخک غوطه ور
- dipneedle circuit مدار حساس مغناطيسي، مدار مغناطيسي مين غوطه ور
- plunge فرو رفتن، غوطه زدن (يا خوردن) غوطه ور شدن، شيرجه رفتن
- wet stowage نوعي روش بارگير مهمات در خودروها با، غوطه ور کردن آنها در مايعات ضد شعله
- submergible سيل گير، آبگير، غوطه ور
- submersible سيل گير، آبگير، غوطه ور
- abysm بسيار عميق، بي پايان، غوطه ور ساختن
- buoyant mine case جعبه مين شناور، بدنه مين شناور، بدنه مين غوطه ور
- parkerizing عملياتي که در آن فلز در محلولي از اسيد، فسفريک و دي اکسيد منگنز داغ شده و سپس، در روغن غوطه ور ميگردد تا از خوردگي
- abyss بسيار عميق، بي پايان، ورطه