غیر ارادی معنی انگلیسی involuntary automatic واژههای انگلیسی با این معنی reflex action عمل غير ارادي involuntary unemployment بيکاري غير ارادي blepherospasm انقباض غير ارادي پلک involuntary بي اختيار، غير ارادي، غير عمدي unpremeditated خودکار، غير ارادي autometed خودکار شد، غير ارادي شد، خود به خودي automatism حرکت خودبخود، حرکت غير ارادي، جريان کارعادي بدونفکر instinctively بغريزه، ازروي غريزه، بطور غير ارادي involuntarily بي اختيار، بدون اراده، بطور غير ارادي يا غير عمدي automatic دستگاه خودکار، خودکار، مربوط به ماشينهاي خودکار instinctive غريزي، فطري، طبيعي automatization خودکار شدن، خودکار کردن، خودکاري C. مخفف کلمات زير است :، قطب منفي cathode، گردني cervical