غیر مقتضی معنی انگلیسی inadvisable واژههای انگلیسی با این معنی inappropriately بطور غير مقتضي impolitic مخالف مصلحت، غير مقتضي، ناخردمندانه inappropriate نا مقتضي، غير مقتضي، بيجا inexpedient نا مقتضي، غير مقتضي بيجا، غير مقرون impertinently فضولانه، بطور نامربوط، بطور غير مقتضي inconvenient ناراحت، زحمت دار، اسباب زحمت impertinent بي ربط، بي مناسبت، نامربوط