غیر مقیم معنی انگلیسی nonresident واژههای انگلیسی با این معنی non resident غير مقيم، مقيم موقتي nonresidency (عدم اقامت، غير مقيم (بودن)، غير ساکن. nonresidence عدم اقامت، غير مقيم (بودن)، غير ساکن. outlier بخش مجزا، چيزجدا، شخص غير مقيم sedentariness نشسته، هميشه نشين، خانه نشين sedentary نشسته، هميشه نشين، خانه نشين resident مقيم، ساکن، ماندگار