فراخی معنی انگلیسی amplitude breadth capaciousness expansion roominess spaciousness width واژههای انگلیسی با این معنی amplitude فراخي، وسعت، فراواني ampleness فراخي، فراواني. varix رگ فراخي، واريس، برجستگي بالاي کفه telangiectasis مويرگ فراخي extent وسعت، فراخي، اندازه nonchalance سهل انگاري، پشت گوش فراخي، سستي capaciousness جاداري، گنجايش، فراخي breadth پهنا، عرض، تخته پارچه nonchalantly سهل انگارانه، اهمال کارانه، مسامحه کارانه ampulla بطري گرد و داراي دو دسته، تنگ دسته دار، کيسه stretchy کشسان، کشدار، کش دادني