فرفره معنی انگلیسی gyration pinwheel top whirligig واژههای انگلیسی با این معنی whirligig فرفره، چرخک، گردش turbinate فرفره اي، مانند مخروطه وارونه strobic فرفره اي waggly فرفره وار، تلو تلو خور، چرخنده . skirr صداي فرفره، فرفر، فرفر کردن spherical top فرفره کروي peg top فرفره ميخ دار symmetry top فرفره اي متقارن scroll bone استخوان فرفره اي asymmetric top فرفره اي بي تقارن top spin چرخش فرفره مانند توپ بازي. birl فرفره وار چرخيدن و صدا کردن، ور ور کردن، روي الوار شناور راه رفتن يا ايستادن full spinner حرکت گوي بولينگ با حالت فرفره teetotum فرفره اي که با انگشت مي چرخانند، فرفره camelspin فرفره خوردن بدن در حالت يک پا جلو و، يک پا عقب dreidel فرفره اي که در چهار سوي آن حروف عبري، نگاشته شده است و بچه ها با آن بازي ميکنند، اينبازي natural English گردش فرفره اي گوي بيليارد در همان سمت، اصلي پس از برخورد با گوي ديگر turbinal پيچي شکل، فرفره اي. cone crusher سنگ شکن مخروطي، سنگ شکن فرفره اي trochoid گردنده، دوره گرد، محوري birr تند باد، عجله وسرعت، صداي چرخيدن.