فرو انداختن معنی انگلیسی lay واژههای انگلیسی با این معنی thrust فرو کردن، چپاندن، انداختن whelm غرق کردن، غوطه ورساختن، فرو بردن pretermit حذف کردن، انداختن، از گفتن (چيزي) فرو گذاري