فرو رفتگی معنی انگلیسی bight واژههای انگلیسی با این معنی sinking فرو رفتگي، نشست، حس فرورفتگي ياضعف درنتيجه گرسنگي mergence فرو رفتگي، فراگيري، ترکيب sinkage درجه فرو رفتگي.، ميزان نشست، بخش فرورفته يا نشست کرده croze فرو رفتگي طرفين بشکه که لبه ي تخته هاي سر، و ته بشکه در داخل آن قرار ميگيرد immersion فرو بري، غوطه ورسازي، فرو رفتگي incuse فر رفته، نقش بسته، فرو رفتگي