فرو نشستن معنی انگلیسی abate quiet واژههای انگلیسی با این معنی slump test آزمايش فرو نشستن subside نشست کردن، فرو کشيدن، فرو نشستن calm آرام، ساکت، بي حرکت lull آرام کردن، خواب کردن، ساکت کردن