فشار آوردن معنی انگلیسی press strain urge vex واژههای انگلیسی با این معنی overexert بيش از حد فشار آوردن، تقلاي زياد کردن poke-check فشار آوردن به گوي با چوب براي دور کردن، آن از حريف (هاکي روي يخ) ballottement تشخيص از طريق لمس کردن و فشار آوردن با، دست overpress زياد پافشاري کردن در، زياد اصرار کردن در زياد فشار آوردن بر overlay اندودن، پوشيدن، روکش کردن overlaid اندودن، پوشيدن، روکش کردن task کار، وظيفه، تکليف overstrain زياد زور آوردن به، فشار زياد بر، خسته کردن squeeze فشردن، له کردن، چلاندن