فلات معنی انگلیسی highland plateau wold واژههای انگلیسی با این معنی altiplano فلات، فرازدشت tableland فلات، بام continental shelf فلات قاره، حد ساحلي فلات قاره continental plateau فلات قاره، کفه کرانه اي bergschround فلات يخچالي neve فلات يخچالي fjeld فلات بي گياه، برهوت potential plateau فلات پتانسيل Ardennes فلات جنگلي آردن planosol گل سفيد نرم و متراکم فلات. Iran ايران، فلات ايران plateau جلگه بلند، جلگه مرتفع، فلات plateaux جلگه بلند، جلگه مرتفع، فلات table land جلگه بلند، جلگه مرتفع، فلات table ميزخوراک، غذا، سفره