فهرست کردن معنی انگلیسی catalog catalogue index inventory list واژههای انگلیسی با این معنی tabulate جدول بندي کردن، فهرست کردن، مسطح کردن delist از فهرست زدن، از فهرست حذف کردن، نافهرست کردن cataloged فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن cataloging فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن catalogs فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن catalogued فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن catalogues فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن cataloguing فهرست نامه، کتاب فهرست، فهرست کردن catalog کاتالوگ، فهرست، کتاب فهرست catalogue کاتالوگ، فهرست نامه، کتاب فهرست backlist تمام کتابهايي که توسط ناشري چاپ شده و، هنوز در معرض فروش است، فهرست کتابهاي schedule جدول، صورت، سياهه