قابل استفاده معنی انگلیسی available operational practicable practical serviceable usable workable واژههای انگلیسی با این معنی operational قابل استفاده، موثر، داير. fit for use قابل استفاده، سودمند utilizable قابل استفاده useable (usable) قابل استفاده، مصرف کردني، بکار بردني. commonable قابل استفاده عموم، مشترک، داراي حق چرادرزمين عمومي reusable قابل استفاده مجدد credit available اعتبار قابل استفاده unavailable water رطوبت غير قابل استفاده reusable program برنامه قابل استفاده مجدد. waterlog غير قابل استفاده شدن (کشتي وغيره)، در اثر چکه و نفوذ اب، از اب خيس شدن. pay dirt خاک زرگري يا خاک معدن قابل استفاده، تحقيقات واکتشافات با ارزش ومفيد، منفعت. interserviceable قابل استفاده به وسيله چند قسمت يا چند، نوع يکان، وسيله چند يکاني unix يک سيستم عاملي که براحتي قابل استفاده، است، يونيکس user programmable terminal ترمينال قابل برنامه نويسي استفاده کننده acceptance credit اعتبار قابل استفاده به وسيله قبولي نويسي usable قابل استعمال، قابل استفاده unutilizable بي مصرف، غير قابل استفاده disposable income درآمد قابل تصرف، درآمد قابل استفاده fleet in being ناوگان موجود، ناوگان قابل استفاده cryogenic materials مواد يا آلياژهايي که در دماهاي بسيار، پايين قابل استفاده اند available payload ظرفيت وزني يا حجمي وسيله، بازده قابل استفاده وسيله collective goods کالاهاي جمعي، کالاهاي قابل استفاده جمعي، کالاهاي عمومي که استفاده يک فرد از آنها optimum height حداکثر ارتفاع، ارتفاع حداکثر قابل استفاده، ارتفاع مطلوب typeball يک عنصر ضربه زننده ماشين تحرير که شامل، تمام کاراکترهاي قابل استفاده مي باشد