قابل فهم معنی انگلیسی accessible lucid واژههای انگلیسی با این معنی scrutable قابل فهم، فهميدني، درک کردني intelligible فهميدني، مفهوم، قابل فهم unknowing (unknowable) ندانسته، ماورا تجربيات انساني، غير قابل ادراک و فهم impalpability لمس ناپذيري، غير محسوس بودن بلامسه، نرمي بسيار irradiate درخشان کردن، منور کردن، روشن کردن irradiator درخشان کردن، منور کردن، روشن کردن impalpable بسيار، نرم، لمس ناپذير unappreciable بسيار، نرم، لمس ناپذير unnoticeable بسيار، نرم، لمس ناپذير unobservable بسيار، نرم، لمس ناپذير